![]() |
![]() |
|
| معرفی و نقد آثار گروه های متال زیرزمینی |
|
سلام بر همهی دوستان عزيز و خوانندگان خوب وبلاگ كه در تمام مدتی كه اين وبلاگ برقرار بود با توجه و اظهار لطفشان انگيزهی مضاعفی برای ادامهی كار به من دادند. من اين وبلاگ را دوست دارم، در درجهی اول به اين دليل كه باعث شد با عدهایاز فهيمترين و باشعورترين آدمهای مملكت از دور يا نزديك آشنا بشوم. از تكتك شما به خاطر حمايتهای بیدريغتان تشكر میكنم و باز هم – اين بار برای آخرين بار – معذرت میخواهم اگر اين وبلاگ – به دلايل مختلف - هيچوقت آنطور كه میخواستم و آنطور كه میبايست، بهروز نشد و ادامه پيدا نكرد. واقعاً از اين بايت متأسفم. همهتان را دوست دارم و با تمام وجودم برایتان احترام قايل هستم. به هر حال هر چيزی كه زمانی آغاز میشود زمانی هم بايد پايان بيابد (حداقل در مورد چيزهای زمينی كه اين نكته صادق است). الان مدتهاست كه اين وبلاگ بهروز نشده. برای اين كه برای هميشه سرنوشت اين وبلاگ را معلوم كنم همين جا به همهی دوستان و علاقهمندان اعلام میكنم كه وبلاگ «متال زيرزمينی» برای هميشه تعطيل شده و اين را هم میتوان بهنوعی آگهی ترحيم آن به حساب آورد. علاوه بر كمبود وقت كه در سراسر اين مدت مشكل هميشگی من بوده و میدانم مشكلی است كه همهی ما با آن دست به گريبانيم، نكتهی ديگری هم هست و آن اين كه تقريباً از همان ابتدای افتتاح اين وبلاگ، سوءتفاهمهايی در مورد آن وجود داشته. متأسفانه عدهی زيادی همچنان دچار اين سوءتفاهم هستند كه متال و بهخصوص بلك متال مترادف است با شيطانپرستی. ما همچنان علاقهی خاصی به زدن انگ و برچسب به ديگران داريم، آن هم در حالی كه اغلب كوچكترين شناختی از حقيقت وجودیاين ديگران نداريم. از آنجا كه ديگر از اين سوءتفاهم خسته شدهام و دلم نمیخواهد بيشتر از اين آماج آن قرار بگيرم ترجيح میدهم قيد اين وبلاگ را بزنم. راستش از توضيح دادن دربارهی اين قضيه هم خسته شدهام. برای آخرين بار به همهی آدمهايی كه دچار اين سوءتفاهم هستند اعلام می كنم كه اولاً اقليتی محدود از گروههای بلك متال واقعاً شيطانپرست هستند؛ همانطور كه در هر سبك و سياق ديگری از موسيقی و نيز فرمهای هنری ديگر نيز اين عده، اقليتی را – در كنار اقليتهای ديگر - تشكيل میدهند و اين منحصر به متال نيست. در عرصهی بلك متال هم مثل هر عرصهی هنری ديگری، آدمهايی با عقايد سياسی و دينی و ... مختلف فعاليت میكنند و هيچيك از اين اقليتها را نمیتوان نمايندهی كل آن عرصه به حساب آورد. اين كه به اين دليل بخواهيم كل متال و بهخصوص بلك متال را به چوب شيطانپرست بودن برانيم، به اين میماند كه بگوييم من از افغانیها متنفرم چون همهشان آزارگران جنسی هستند (كه متأسفانه اين سوءتفاهم نيز خيلیها را گرفتار خودش كرده است)، آن هم در حالی كه به عنوان آدمی كه به خاطر كار چندساله در يك شركت ساختمانی با صدها افغانی شريف و دوستداشتنی ارتباط داشته، میتوانم بگويم كه درصد بسيار ناچيزی از اين مردم زجركشيده را آزارگران جنسی تشكيل میدهند؛ درصدی كه بيشتر از ميزان آن در ميان ايرانيان يا هر قوم و مليت ديگری نيست. ولی خب، هميشه در مورد اين قضايا اغراق و مبالغهی نفرتانگيزی وجود دارد و راحتتر، خيلی راحتتر، آن است كه با چسباندن يك انگ خيال خودمان را راحت كنيم و قضيه را حلشده بپنداريم. به كسانی كه شايد همچنان دچار اين سوءتفاهم باشند همينجا اعلام میكنم كه نه خير، من به هيچ وجه شيطانپرست نبودهام و نيستم و هيچيك از دوستانی كه در بين متالبازهای اصيل دارم هم شيطانپرست نبودهاند و نيستند. اگر حمل بر رياكاری يا تزوير يا خيلی چيزهای ديگر نمیشد بيشتر دربارهی اعتقادات راستينم صحبت میكردم ولی در اين زمانه كه خيلیها از سر فرصتطلبی و برای به دست آوردن امتيازهايی، سنگ اعتقاداتی را به سينه میزنند كه واقعاً در وجودشان ريشه ندارد بهتر است در اين باره سكوت كنم. كسانی كه نوشتههای مرا در اين چند ساله دنبال كردهاند تا حد زيادی از اعتقادات من خبر دارند و مطمئنم كه از اين انگ، خندهشان میگيرد. اگر حال و حوصلهی بيشتری برايم مانده بود شايد حتی، گرچه به قول قدمای معاصر قياس معالفارق است، آن شعر معروف ابن سينای بزرگ را هم نقل میكردم كه در پاسخ به كسانی كه به او نسبت كفر داده بودند سرود. ولی ... بگذريم. باز هم میگويم كه اصولاً من موسيقی متال و بهخصوص بلك متال را بيشتر از هر چيز – گذشته از فرم هنریاش – به اين خاطر دوست دارم كه ادعانامهای است كوبنده عليه ماترياليسم، مصرفگرايی، هدونيسم (لذتپرستی)، اگوتيسم (خودپرستی) انسان امروزی و فاصله گرفتناش از معنويت. انسان امروزی متأسفانه در چرخهای باطل، با دوری فزايندهای از خاستگاههای معنوی و روحانی حيات، دچار جنون مادیگرايی، پولپرستی، مصرفگرايی و لذتپرستی شده و كمتر از هر چيز ديگری به تكامل روحی خود اهميت میدهد. يعنی در واقع اصلاً به آن فكر هم نمیكند. حرص و طمع نفرتانگيزی به پول و ثروتاندوزی و منفعتطلبی، جای همهی چيزهای زيبا و مقدس را در زندگی اغلب انسانهای امروزی گرفته است. بلك متال، مرثيهای است خشمگينانه عليه اين بيماری مدرن. میدانيم كه حتی حرمت طبيعت و ادامهی حيات مادر زمين و ساير موجودات زنده هم در محراب سودپرستی و بیخبری انسان «مدرن» قربانی شده است. بيشتر چيزهای زيبا و پاك و اصيل يا از بين رفتهاند يا نفسهای آخر را میكشند. به نظر میرسد كه آدمها هر روز صبح قبل از اين كه از خانه بيرون بزنند، روحشان را در خانه زنجير میكنند تا در مسابقهی نفرتانگيزی كه برای اندوختن ثروت به هر قيمتی كه شده برقرار است از ديگران قدمی عقب نيفتند. موسيقی متال و بهخصوص بلك متال بيشتر و بهتر از هر فرم هنری ديگری كه من میشناسم به اين خوی ويرانگری و منفعتطلبی انسان امروزی تاخته است و به همين دليل، برای من محترم و عزيز است. حداقل آن گروههایی كه من دوست میدارم در اين رده جا میگيرند و كوچكترين علاقهای به گروههای ديگری كه صرفاً برای جلب توجه و فروش هر چه بيشتر محصولاتشان از نفرتانگيزترين و مشمئزكنندهترين تمهيدها استفاده میكنند (وبخش عمدهی مخاطبانشان را هم بچههای نابالغی تشكيل میدهند كه از اين تصور كه به اين طريق دارند در برابر خانواده و جامعه و هر چيز ديگری عصيان میكنند، كيفور میشوند) ندارم و احترامیهم برایشان قايل نيستم چون اصالت و صداقتی در كارشان نمیبينم. اينها از موسيقی و با شيره ماليدن بر سر مخاطبان ناآگاهشان، در جهت منافع مادی هر چه بيشتر و كلانتر با رذالت و رياكاری تمام سوءاستفاده میكنند و چهقدر تلخ است واقعاً كه بدبختانه اغلب پرطرفدارتر هم هستند. همانطور كه قبلاً هم اشاره كردهام از همان اول بنا را بر آن گذاشتهام تا در اين وبلاگ نه به اين گونه گروههای بیاصالت، بلكه به گروههای ديگری بپردازم كه آلودهی اين مناسبات نشدهاند و اغلب با تيراژهايی بسيار محدود كارشان را عرضه میكنند. روح راستين متال زيرزمينی در وجود اينجور گروهها متبلور میشود. من معتقدم كه زندگی روی كرهی زمين، موهبت و فرصتی است يگانه كه از سوی منبع لايزال و بیكران و یگانهی هستی به تكتك ما داده شده تا در جهت اعتلای روح و تكامل وجودیمان قدم برداريم و بتوانيم آمادگی انتقال به ابعاد بزرگتر و زيباتری از هستی را كه پس از مرگ جسم انتظارمان را میكشد پيدا كنيم. ولی متأسفانه ما اين فرصت را با تقلايی در نهايت بيهوده برای اندوختن ثروت و بهره بردن از مواهب مادی هدر میدهيم. بزرگترين آفتهای دنيای مدرن كه مادیگرايی، خودپرستی و لذتپرستی است وجود اغلب انسانها را آلوده كرده و روزمرگی، ما را به طرز وحشتناكی اسير خود كرده است. موسيقی متال زيرزمينی يكی از آخرين سنگرهای انسان در برابر اين هجوم همهجانبه و ويرانگر است و تا موقعی كه اينطور باشد شخصاً برايش احترام قايلم ودوستاش دارم. گرچه وبلاگ «متال زيرزمينی» تعطيل شده ولی مطالبی كه پيش از اين در اين وبلاگ گنجانده شده فعلاً همين جا میماند تا شايد به كار برخی بيايد. باز هم از تكتك خوانندگان عزيز اين وبلاگ تشكر میكنم و از همهی دوستانی كه از سر لطف كامنت گذاشتند و متأسفانه نتوانستم به تكتكشان جواب بدهم يا به سايتها و وبلاگهايشان سر بزنم معذرت میخواهم. برای همهی شما آرزوی موفقيت و شادكامی دارم. ارتباط با شما در این مدت افتخاری بزرگ برای من بود. شايد بهزودی وبلاگ ديگری را، البته نه دربارهی متال، راه بيندازم. اگر اينطور شد لينكاش را همين جا اعلام میكنم. دلم میخواهد از مسئولان و دستاندركاران عزيز بلاگفا هم به خاطر خدمات بینقصشان تشكر كنم. واقعاً كار آنها يك سر و گردن از همهی سرويسدهندگان ديگر وبلاگ در ايران بالاتر است. اميدوارم هميشه همين طور موفق و در كارشان درجهيك باشند. در نهايت اميدوارم همهی ما بتوانيم فارغ از همهی آفتهای بازدارندهی زندگی مدرن، در راه تعالی روحمان قدم برداريم، گرچه اين كار روز به روز سختتر و سختتر میشود. ولی خب، هيچوقت آسان نبوده؛ بوده؟ |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1386 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
| پیوندها |
|
علیرضا معتمدی نازنين فراهاني آیدا هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی اتانازی رضا بهرامی رضا ناظم Godfather چای تلخ سیاه مشق های یک ذهن خاکستری ماه محو پس از باران روز برمی آید سینما بلاگ |
|
RSS
|